تبلیغات
بستنی فروش جهنم - چشم انتظار

بستنی فروش جهنم

سلام دوست عزیز به آشیانه من خوش امدی لطفا نظر یادت نره

چشم انتظار

یک شب دلم زیادی برات تنگ شده بود رفتم روبرو آسمان نشستم به ستاره ها گفتم اسم منو کنار اسم تو حک کنندگفتم راهمون از هم دور است ولی آسمانمان یکی هست آسمان اسم منو به تو نشان داد  تو بی اعتنایی کردی اما من متوجه عمل سرد تو نشدم و همچنان با خودمم رویا پردازی کردم

 

روز بعد داشتم قدم میزدم یک قاصدک جلوی راهم سبز شدبهش گفتم برو پیش عشقمو بهش بگو که چقدر دلم برات تنگ شده چقدر دوست دارم برگردی پیشم وبهش بگو هنوز به جزءتو دل به کسی نبستم قاصدک آمد پیش تو بازم اونو کنار زدی ولی دل احمق من هنوز باتوهست چشم به راه تو.

تقدیم  به کسی که بدون خداحافظی رفت و دیگه نیامد

 



+ نوشته شده در جمعه 21 تیر 1392ساعت 05:28 ب.ظ توسط حدیث فرهادی نظرات()